
ضریح اول اولین ضریح، ضریحی چوبی و تسمه های فلزی، با پوشش طلا و نقره بوده است که در اواسط قرن دهم یعنی در دوران شاه طهماسب صفوی به سال 957 ﻫ.ق ساخته و بر روی صندوقچه چوبی نصب شده است. البته باید اشاره نمود در مورد تاریخچه ضریح اول اختلاف نظر است. برخی از نویسندگان بانی اولین ضریح را نامعلوم دانسته و نویسنده کتاب تاریخ آستان قدس احتمال داده است که اولین ضریح در عهد تیموریان و بعضی احتمال داده اند که در عهد شاه اسماعیل اول صفوی نصب شده باشد. عده ای نیز آن را منسوب به عهد شاه طهماسب اول می دانند و در برخی از منابع، ساخت این ضریح به شاه عباس اول صفوی نسبت داده شده است. به نظر می رسد تا سال 1311 ش ...
ادامه مطلب
ضریح دوم(ضریح نگین نشان) ضریح دوم، ضریحی مرصّع فولادی، معروف به ضریح نگین نشان است، که در سال 1160 ﻫ.ق به آستانه مقدس تقدیم و نصب شده است. براساس شواهد تاریخی، واقف ضریح، شاهرخ فرزند رضاقلی میرزا فرزند نادرشاه افشار و نوه شاه سلطان حسین صفوی است. اعتمادالسلطنه مشخصات این ضریح را نیز به صورت کامل در نوشته هایش آورده است. او در وصف ضریح دوم می نویسد: «… ضریح دوم نیز از فولاد است، ولی در هر گوی آن چهار دانه یاقوت و یک دانه زمرد نصب است که دانه ها در ورق طلای ضخیمی نصب شده، مثل نگین دان انگشتر و آن را در روی فولاد ضریح نصب کرده اند، به طوری که طلا از دور نمایان است. در این ضریح، کتیبه منحصر به دو ...
ادامه مطلب
ضریح سوم(فتحعلی شاهی) نام بانی ضریح سوم نامشخص است، اما به طور قطع و مسلم این ضریح در عهد فتحعلی شاه وجود داشته؛ چنان که برخی از منابع به درِ مرصع نصب شده بر روی این ضریح که توسط فتحعلی شاه در تاریخ 1233 ق اهدا شده اشاره دارند که در سمت شرقی ضریح نصب شده است. بعضی از نویسندگان زمان نصب این ضریح را در اوایل عهد قاجاریه می دانند و بسیاری از نویسندگان باشتباه تاریخ کتیبه و نام بانی در ضریح را مربوط به ضریح دانسته و فتحعلی شاه را بانی ضریح معرفی می نمایند، در حالی که به نوشته اعتمادالسلطنه این ضریح فاقد کتیبه است. در مورد مشخصات این ضریح نوشته اند که طول آن پنج و عرض آن سه متر و دارای دو متر ارتفا...
ادامه مطلب
ضریح پنجم(ضریح فعلی) چون با گذشت حدود چهار دهه از زمان نصب ضریح چهارم، به مرور زمان ارکان ضریح شیر و شکر پوسیده و روکش های نقره ای و طلایی آن ساییده و به رغم تعمیرات مکرر به دلیل کمی ضخامت و فرورفتگی، از استحکام لازم برخوردار نبود، لذا ساخت ضریح پنجم مورد توجه قرار گرفت و پس از حدود پنج سال بررسی و نظرخواهی از صاحبنظران، براساس طرح ابتکاری و برگزیده استاد فرشچیان هنرمند برجسته معاصر، توسط هیأت اجرایی مرکب از کارشناسان و هنرمندان برجسته و بر مبنای طرح ها و معیارهای مصوب و تحت نظر سازمان عمران و توسعه حریم حرم، کار ساخت ضریح جدید موسوم به ضریح سیمین و زرین از سال 1372 ش آغاز شد و پس از آماده ساز...
ادامه مطلب
شهادت اختر هشتم ...
ادامه مطلب
خبر از نوزاد آینده عبدالله بن محمد هاشمی می گوید: روزی نزد مأمون رفتم. او دیگران را از مجلس خارج کرد و دستور غذا داد. پس از صرف غذا، به من عطر زد و دستور داد پرده ای نصب کنند. عده ای در آن پرده بودیم. مأمون رو کرد به بعضی از آنها و گفت: تو را به خدا برای من از مصیبت آن کسی که در طوس است، حضرت رضا علیه السلام بخوان! او شعری خواند و مأمون گریه کرد. سپس گفت: ای عبدالله! آیا مرا ملامت میکنند که چرا من آن حضرت را به ولایتعهدی نصب کردم؟ به خدا قسم برای تو حدیثی بگویم که از آن تعجب کنی. من روزی به آن حضرت گفتم: فدایت شوم! پدران شما حضرت موسی بن جعفر و حضرت صادق . . . (علیهما...
ادامه مطلب
علم به زبانها و لغات اسماعیل سندی (1) میگوید: زمانی که در هندوستان زندگی میکردم، شنیدم حجّت خداوند شخصی عرب است. لذا به دنبال یافتن او از کشورم خارج شدم و پرسانپرسان به مدینه رفتم. مرا خدمت حضرت رضا علیه السلام راهنمایی کردند. من حتی یک کلمه عربی نمیدانستم. وقتی نزد او رفتم، به زبان هندی سلام کردم. امام هم به همان زبان پاسخم را داد. از آن پس به هندی سخن گفتم، او نیز همه سخنان مرا میفهمید و به همان زبان پاسخ مرا میداد. امام به من فرمود:«من همان حجت خدا هستم که تو در پیاش بوده ای. هر چه میخواهی بپرس.» من نیز هر چه میخواستم پرسیدم. 1) سند نام شهری ا...
ادامه مطلب
محمد بن عبدالله افطس می گوید: روزی من نزد مأمون با او و نزدیکانش مشغول خوردن شراب بودیم. مأمون مست شد و امر کرد همگی بروند، ولی مرا نگه داشت. سپس کنیزکان او آمدند و برای مأمون شروع به آواز خواندن کردند. مأمون به یکی از آنها گفت:« از آنکه در طوس ماندگار شد ( حضرت امام رضا علیه السلام )، برای من بخوان.» کنیز با آواز خواند:« آباد باشد طوس و آن کس که در طوس آرمیده است. او که فرزند مصطفی بود و با رفتنش ما را محزون کرد. مقصودم ابوالحسن است که همه باید برای او اندوهگین باشند.» مأمون شروع به گریه کرد بهطوری که من نیز به گریه افتادم. سپس گفت:« بستگان و قبیلههای من و ...
ادامه مطلب
هرثمه بن اعین - معروف به خواجه مراد- می گوید: روزی صبیح دیلمی، یکی از غلامان مأمون، به من گفت:« ای هرثمه! تو خودت خوب میدانی که من کاملا مورد اعتماد مأمون هستم.» گفتم:«آری میدانم.» گفت:«پس بدان که شبی مأمون من و سی نفر دیگر از غلامان مورد اعتماد خود طلب کرد، به شمشیرهای آخته و مسمومی که پیش رویش بود اشاره کرد و به ما گفت:« هر کدام از شما یکی از این شمشیرها را بردارید و به خانه علی بن موسی بروید. او را در هر حالی یافتید، بلافاصله و بدون کمترین صحبتی، بکشید. این شمشیرها را چنان بر او وارد کنید که گوشت و پوست و استخوان و خونش همه با هم مخلوط شود. سپس او را در ز...
ادامه مطلب
پرسش و پاسخ های بین امام و مامون ...
ادامه مطلب
از اباصلت هروی پرسیدند:« مأمون با آن همه تعظیم و احترامی که به حضرت امام رضا علیه السلام روا میداشت و اظهار محبتی که میکرد، بعد از ولیعهدی او چگونه راضی شد او را به قتل برساند؟» اباصلت گفت: « اظهار احترام و محبّت مأمون به علت آن بود که به فضل و برتری امام یقین داشت، اما امام را ولیعهد خود قرار داد تا به مردم نشان دهد. امام به دنیا و ثروت آن، میل قلبی دارد تا بتواند او را از چشم مردم بیندازد. اما وقتی دید این نقشه فایدهای ندارد و جایگاه و موقعیّت امام در نظر مردم بهتر شده، از راه دیگری وارد شد؛ دانشمندان ادیان دیگر را جمع کرد و با امام رضا جلسات مناظره...
ادامه مطلب
معنای قدرو اما آیهای که درباره حضرت یونس است، یعنی امام دانست که خداوند روزی را بر او تنگ نخواهد کرد و اگر معنای کلام او این بود که دانست خداوند قدرت ندارد، کافر میشد. در قرآن مجید و زبان عربی کلمه « قدر » معانی مختلفی دارد، مثلاً « الله یبسط الزرق لمن یشاء و یقدر » یعنی خداوند برای هر کس که بخواهد، روزی را وسیع قرار میدهد یا تنگ میگرداند، یا میفرماید:« قدر علیه رزقه » یعنی خداوند بر او تنگ گرفت. اما آنجا که میفرماید:« ضرب الله مثلاً عبدا مملوکا یقدر علی شیء » یعنی « بندهای که قدرت هیچ کاری را ندارد » یا آنجا که میفرماید:« قد جعل الله بکل شی ق...
ادامه مطلب
در جلسهای که مامون با فقها و اهل کلام داشت، یکی از حاضران از حضرت امام رضا علیه السلام پرسید: « یا ابن رسول الله، امامت با چه چیز ثابت میشود؟» امام فرمود:« با نص و دلیل.» گفت:« امام را از چه راه باید شناخت؟» امام فرمود:« امام را با علم و استجابت دعایش باید شناخت.» گفت:« شما اخبار آینده را از کجا می دانید؟» فرمود:« ما علم به آینده را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرا گرفتهایم و این علم را از یکدیگر به ارث میبریم.» پرسید:« چیزهایی را که در دل مردم است، از کجا درک میکنید و نیتهایشان را چگونه درمییابید؟» حضرت رضا علیه السلام فرمود: « مگر نشنید...
ادامه مطلب
یکی از کسانی که خدا و قیامت و دین را قبول نداشت، برای بحث و مناظره نزد حضرت امام رضا علیه السلام رسید. امام فرمود: « ای مرد! اگر قضیه آن طوری است که شما بیدینان میگویید و این جهان، آفریدگاری ندارد، (در صورتی که چنین نیست و جهان آفریننده دارد و انسانها هم تکالیفی دارند) ما با شما مساوی هستیم و این نماز و روزه و تکالیفی که انجام دادهایم، به ما ضرری نمیرساند. اما اگر عقیدهی ما درست باشد و خدایی در کار باشد و انسانها تکالیفی داشته باشند،( که قطعاً چنین است و خدا وجود دارد و بهشت و دوزخ هست و ثواب و عقاب و حساب و کتاب وجود دارد) در این صورت ما نجات پید...
ادامه مطلب
طبق مشهور آن حضرت تنها همسرش حضرت خيزران و تنها فرزندش امام جواد علیه السلام بوده و فرزند ديگري براي آن حضرت ذکر نکرده اند. همسر/همسران امام رضا علیه السلامبرخي از كتب مانند (ائمتنا از علي محمد علي دخيل، ج2، ص76) براي حضرت سه همسر نوشته اند ولي اكثريت به اين مسئله نپرداخته اند و اگر هم پرداخته اند همان يك همسر را ذكر نموده اند. بنا به گفته علي دخيل نام همسران حضرت عبارتند از: 1ـ سبيكه و برخي گفته اند سكينه و برخي او را خيزران گفته اند و برخي هم نام او ريحانه معرفي كرده اند كه در هر صورت اين خانم عظيم الشأن و مؤمنه از خانواده ماريه قبطيه همسر پيامبر اكرم صلی...
ادامه مطلب
یاعلی بن موسی الرضا...
ادامه مطلب